احمد مجد الاسلام كرمانى
174
سفرنامه كلات ( فارسى )
شمرده مىشود خيلى كم دل و ترسو مىباشد در هرآنى خيال كشته شدن مىكند و بناله و آه مىگذراند متصل بصفر على مدير محبس پول ميدهد و او را همهكاره دستگاه قضا و قدر ميشناسد همچو تصور مىكند اگر سركار صفر على و آقاى خان نايب از او راضى شوند كارش بكام است و ايامش بر وفق مرام ، نوكرى دارد و در لباس كردى
--> - و در سفر دوم فارس كه همراه پدر بود نزد « ميرزا شفيعا » اديب و شاعر شيرازى صرف و نحو و ادبيات فارسى را فرا گرفت و در سال 1296 بوزارت تشريفات منصوب و به لقب « ظهير الدوله » ملقب گرديد و در سال 1297 بدامادى ناصر الدين شاه سرافراز و با « ملكه ايران » دختر برازنده شاه ازدواج نمود ، ظهير الدوله در سال 1303 به خدمت صفى عليشاه كه از بزرگان عرفا و در علوم اسلامى داراى پايه بلند بود رسيد و مراتب سلوك را با موفقيت پيمود و چلهنشينى را آغاز كرد رفتهرفته در ميان پيروان صفى مقام خاص الخاص را احراز نمود و به « مصباح الولايه » ملقب گرديد تا در سال 1316 با لقب « صفى عليشاه » بر مسند ارشاد نشست . ظهير الدوله قدم بزرگى كه برداشت اين بود كه عرفان را به خدمت اجتماع گماشت . تعليمات روحانى و آموزنده تصوف را از گوشه خانقاهها بمراكز حساس اجتماع آورد و براى بيدارى افكار و ترتيب اخلاقى و تعليم و آزادى و برادرى روح بيداركننده عرفان را به كار بست ، ظهير الدوله در تغيير و تبديلهاى دوران مظفرى در مقام وزارت تشريفات باقى ماند و غبار تهمتى بر دامنش ننشست و در سال 1319 با حفظ سست دربارى حكومت مازندران در سال 1323 حكومت همدان يافت . در شوال 1325 از همدان بتهران احضار در زمان حكومت نظام السلطنه بحكومت گيلان منصوب گرديد ، در عصر روز بمباران مجلس خانه ظهير الدوله و انجمن اخوت نيز بمباران و غارت شد دور آن خانه جز ملكه ايران و فروغ الملوك صبيه او و مستحفظ انجمن كسى حضور نداشت پس از غارت خانه ظهير الدوله ملكه ايران و فروغ الملوك و خدمهاش برحسب دعوت محمد عليشاه بباغشاه رفته و در اندرون دو شب مهمان « ملكه جهان » همسر شاه بودند و در اين اوقات ظهير الدوله در بادكوبه بود كه خبر غارت خانهاش به او رسيد در سال 1326 به حكومت مازندران منصوب گشت و بالاخره در سال 1327 بتهران احضار گرديد و به حكومت كرمانشاه منصوب شد ، ظهير الدوله سه بار حكومت تهران را داشت . در رمضان سال 1335 ق ملكه ايران دختر ناصر الدين شاه كه در تقوى و نجابت بىنظير بود درگذشت و مرگ او باعث تأثر ظهير الدوله شد . ظهير الدوله در 22 ذيقعده 1342 ناگهان دچار سكته شد و روز شنبه 24 ذيقعده درگذشت و در محلى كه امروز بنام مقبره ظهير الدوله معروف و مدفن بسيارى از شعرا و نويسندگان و آزاديخواهان ايران است دفن گرديد ، مجلس ترحيم او به جهت وصيتش در انجمن اخوت بسادگى برگزار گرديد .